عترة خیرة رب العالمین(بخش پایانی)

نكته
* از جمله مسائلي كه در سقيفه بين اهل مدينه ـ انصار ـ و اهل مكه ـ مهاجران ـ در تنازع بر سر خلافت و رهبري مطرح شد، استدلالي بود كه مهاجران با آن استدلال كار را به نفع خلافت ابوبكر تمام كردند. اين استدلال عبارت بود از قريشي بودن و اينكه، ابوبكر به تصريح ادعا كرد كه: «نحن عترة محمد(ص)»، ما خاصان و نزديكان پيامبر هستيم.
در پاسخ اين سؤال كه آيا اين سخن ابوبكر كه از عترت پيامبر است، صحيح بوده است يا خير، در رد اين ادعا كه ابوبكر از عترت پيامبر نبود، ميتوان به ماجراي نزول و ابلاغ سوره توبه استناد كرد.
سوره برائت اعلام اقتدار جبهه توحيد در برابر جبهه شرك و كفر است. در مرحلهاي كه جبهه اسلام در موقعيتي بود كه ميتوانست به دشمن خود اعلام كند كه ديگر او را تحمل نميكند. ديگر جايي براي تقيه نبود و جبهه اسلام رو در روي جبهه شرك قرار ميگرفت. در چنين شرايطي خداوند منان اين سوره را بر پيامبر نازل كرد.
هنگامي كه سوره مباركه برائت براي اعلان بيزاري از مشركين، نازل شد، پيامبر مأمور شد اين سوره را به مشركين اعلان كند.
پيامبر اين سوره را به ابوبكر دادند و به او دستور دادند اين سوره را به مكه ببرد و به مشركان اعلام كند كه از اين پس خدا و رسولش از آنان بيزار و رو در روي آنان هستند. پس از اينكه ابوبكر به عنوان مأموريت تبليغ سوره برائت، به سوي مكه به راه افتاد، جبرئيل از جانب خدا بر پيامبر نازل شد و پيام خداي منان را چنين رساند كه: سوره برائت را بايد خود تو يا شخصي از تو ابلاغ كند. كس ديگري حق ابلاغ آن را ندارد. پيامبر خدا سريعا اميرالمؤمنين(ع) را مأمور كردند كه با عجله خود را به ابوبكر برساند و از جانب پيامبر به او بگويد كه ما خود سوره برائت را به تو داديم. اما خداي منان اينگونه مقرر كرده است، وحي الهي و دستور خداست كه سوره برائت را بايد خود من يا كسي كه از من است ابلاغ كند.
اين واقعه از جريانات مورد اتفاق نزد همه مسلمين و محدثان اسلامي است. نه تنها شيعه، كه بسياري از مورخان اهل سنت نيز آن را نقل كردهاند. اين واقعه و تعبير فرشته وحي و به تبع او رسول خدا نشانگر آن است كه ابوبكر جزء خوديهاي پيامبر نبوده است. با اينكه پدر همسر پيامبر و صحابي پيامبر بوده است، ولي جزء كسان و نزديكان پيامبر محسوب نميشده است. چرا كه اگر جزء كسان و نزديكان پيامبر اكرم به شمار ميآمد، اين وحي نازل نميشده است و پيامبر را از سوي خداوند مأمور نميكرد كه علي(ع) را بفرستد تا سوره برائت را از ابوبكر اخذ كرده، او را برگرداند و خود به تنهايي به مكه رفته و سوره برائت را بر مشركين ابلاغ نمايد.
اين واقعه نشان ميدهد عترت شامل همه كساني كه ارتباط فاميلي با پيامبر اكرم(ص) داشتهاند يا رفت و آمد داشتهاند يا جزء صحابه و ياران پيامبر به حساب ميآمدهاند، نميشود.
نزديك كسي است كه هيج نوع دوري از پيامبر در هيچ مسألهاي ندارد. در تمام اسرار ميتواند با او باشد. اگر كسي به اين درجه رسيد جزء عترت محسوب ميشود و اگر كسي يا كساني به اين درجه نرسيدند ممكن است انسانهاي خوب و والايي باشند ولي ديگر عترت نخواهند بود. جزء عترت نبودن كسي نيز دليل بر اين نخواهد بود كه انسان نالايقي باشد. جناب ابي ذر (رحمه الله) جزء عترت نيست. سلمان فارسي (رحمه الله) با همه عظمت و مقام و درجه و موقعيتي كه نزد پيامبر و اهل بيت عصمت و طهارت دارد، جزء عترت نيست. عمار ياسر (رحمه الله) با آنكه در آسمان ارزشها ميدرخشد، هم خود جزء ثابت قدمان در جاده مستقيم ولايت علوي و از شهداي در ركاب اميرالمؤمنين(ع) بوده است، و هم پدر و مادر او اولين شهدايي هستند كه در مكتب توحيد به پيشگاه خدا تقديم شدهاند و خداوند قرباني شدنشان را قبول كرده است، با اين حال او نيز جزء عترت نيست.