عترة خیرة رب العالمین (بخش سوم)

بر اساس روايات متواتري كه وارد شده است، براي هريك از امامان ما از جانب خداوند صحيفهاي آمده است. يعني نه تنها اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا(س) صحيفه داشتهاند، بلكه حتي خود پيامبر خدا و ائمه(ع) پس از امير مؤمنان نيز صحيفه داشتهاند و تمام آنچه را كه بايد آنان انجام ميدادهاند، به صورت دستورالعملي مكتوب از جانب پروردگار آمده است. لذا همچنانكه امام حسن(ع) تن به سازش ميدهد و با دشمن مدارا ميكند تا فرصت لازم براي قيام امام حسين(ع) فراهم شود، اگر امام حسين(ع) نيز به جاي امام حسن(ع) بود، همين وظيفه را انجام ميداد. دستورالعمل، جدول و برنامه زندگي همه اين بزرگواران از جانب خدا املا شده است و همه براي وظايف عمومي حتي براي افعال شخصي و حالات فردي خود داراي كتابي از سوي خدا هستند. مَثَل هر يك از آنان دقيقا مَثَل قرآن است. هر جا قيام كردهاند به فرموده خداوند و عين آيه جهاد بوده است. در واقع عمل آنها آيه جهاد است. هر جا نيز قعود كردهاند فرمان خدا بوده است كه در آنجا تاكتيك عقبنشيني يا زندگي استتاري را اعمال كنند. تمام آنچه در وجود و زندگي حضرات معصومين اعمال شده است، دقيقا مانند آيات قرآن است. بايد دقت داشت كه اين موضوع با اختيار امامان منافاتي ندارد.
ائمه در عين حال كه خود اراده و اختيار داشتند، هيچ عملي را از خود انجام ندادهاند. خداوند متعال دستورالعمل زندگي آنان را در اختيارشان قرار داده است تا طبق آن عمل كنند. آنان نيز با اينكه مجبور نبودهاند سر سوزني از خط خدا خارج نشدهاند. تمام فراز و نشيبهايي كه طي كردهاند، همه طبق فرمان و در خطي بوده است كه خدا برايشان تعيين كرده است و تخلف از امر خدا حتي در يك مورد نداشتهاند.
پس پوشش سراسري زندگي ائمه(ع) با شعله وحي و الهام الهي بوده و آنان نيز به اين پوشش، در سراسر زندگي التزام داشتهاند. از همين رو آنها قرآن مجسم و مجسدند. عينيت قرآن كريمند. حديث ثقلين نيز وجود نازنين حضرات معصومين را حقيقت قرآن معرفي ميكند كه «لن يفترقا» يعني از قرآن جدايي ندارند. اين مطلب بدين معناست كه اگر زماني قرآن بود اما حضرات معصومين در كنار قرآن نبودند، خداوند اين قرآن را به قرآن بودن قبول ندارد. در عبارت «لن يفترقا»، «لن» به معناي هرگز ميباشد. يعني هيچ جا، در هيچ زمان و مكاني قرآن بدون عترت قرآن نيست و اين مسأله اساسي هم قرآن را بيمه ميكند و هم بشر را به الگو توجه ميدهد.
اگر كتابخانهاي پر از كتب اخلاقي و عرفاني در اختيار انسان باشد، اما در خارج يك مصداق براي اين كتابها، به عنوان حاصل عمل كردن به اين كتابها موجود نباشد، به درد نخواهد خورد و كتابهاي كتابخانه تنها زينت آن خواهند بود. به همين شكل خداوند قرآن را كتاب انسان قرار داده است اگر لازم بوده است كه قرآن به عنوان برنامه، دستورالعمل و نقشه زندگي بشر نازل شود، لازم بوده است در خارج نيز مصداق، معيار و الگويي مطابق آن برنامه معرفي شود تا تعيين برنامه و دستورالعمل بيهوده نباشد. لذا همچنانكه قرآن بالفعل موجود و در دسترس بشراست، حقيقت قرآن نيز در انسان كامل متجلي است. خداوند كتاب خود را به عنوان آيينه انسان كامل فرستاده است و امكان ندارد آيينه و عكس باشد، ولي صاحب عكس يافت نشود.
بنابراين لزوم وجود هميشگي عترت در كنار قرآن جزء مسائل عقلي است. بشر در فطرت خود به دنبال الگو و اسوه است. به دنبال قهرمان و ايده آل خود است. الگويي كه بتواند معنويتها، آرزوهاي دروني، علاقه به زيباييهاي اخلاقي و معنوي را كه در درون هر كسي وجود دارد، در او پيدا كند و بالعيان او را مجسمه آرزوهاي خود ببيند و اين الگو كسي نيست جز عترت طاهره پيامبر اكرم(ص). و عبارت «عتره خيرة رب العالمين»: عترت برگزيده رب العالمين، به همه اين معاني ظريف اشعار دارد.
از نكات لطيف ديگري كه در اين عبارت آمده و بدان ميتوان اشاره كرد اين است كه اولا اضافه كردن عترت به برگزيده رب العالمين نشان گر اين است كه كار، كار رب العالمين است. لذا اگر بناست رب العالمين برگزيند، متناسب با ربوبيت جهاني خودش گزينش خواهد كرد. يعني كسي را انتخاب ميكند كه به همه عالم بيارزد. كسي كه ارزش او برابر ارزش همه باشد. اگر خداوند همه چيز دارد، كسي را انتخاب ميكند كه او نيز همه چيز داشته باشد، به تنهايي يك مجموعه كامل از خصوصيات الهي و به معناي تام برگزيده رب العالمين باشد.
نتيجه اينكه همه عوالم با ربوبيت خداوند متعال پوشيده شده است. در مجموعه كائنات، «رب العالمين» خود برگزيده و عصارهاي را انتخاب كرده است و آن برگزيده خاصاني دارد كه هر چه نزد آن برگزيده هست، نزد اينان نيز هست و با وجود آنان جامعه بشري احساس كمبودي درباره دسترسي به حقايق نخواهد داشت.
از بديهيترين نتايج اين سخن اين است كه اگر اكنون وجود نازنين حضرت بقيةالله امام زمان (ارواح العالمين له الفداء) در قيد حيات نبود، قرآن براي بشر قابل استفاده نبود. چرا كه نبودن آن حضرت به معني جدا شدن عترت از قرآن بود.
سريان ولايت در همه زمانها، توجيه كننده روايت ثقلين است. كتاب بدون عترت قابل استفاده براي عموم نيست. به اين دليل كه اسرار و رموز كتاب تنها در خور ظرفيت عترت است و وجودي كه لازم است همه كتاب نزد او باشد، ازهمه اسرار و رموز قرآن بهره برده باشد و هيچ امري در قرآن كريم برايش مجهول نباشد، عترت است.
لذا عترت طاهريناند كه ميتوانند براي همه كلاسهايي كه براي ترقي انسانها تشكيل ميشود، الگو باشند و ميتوانند هر كسي را در درجه خود و به اندازه تشنگي خود از اقيانوس قرآن سيراب كنند. پس ضرورت تقارن عترت و قرآن كريم با اين جمله شريفه براي كسي كه زائر اهل بيت است، معلوم ميگردد. زائر به محضر ائمه(ع) عرضه ميدارد من پيرو قرآنم. چون ميخواهم به قرآن برسم، به شما مراجعه كردهام تا از سرچشمه حيات قرآني به من هم بهرهاي برسانيد. آنكه عاشق قرآن است، طالب قرآن و مسائل انساني قرآن كريم است و عطش دريافت آن را دارد. لذا بايد ساقي را ببيند. اگر خداوند منان در جايي آب قرار داده است، براي استفاده از آب نيز مجرايي قرار داده است كه آب بايد از اين مجرا عبور كند تا به تشنه برسد. مجرايي كه بايد قرآن از آن مجراي پاك به بندگان برسد، عترت پيامبر، خاصان و نزديكان پيامبر، همرازها و همراهان پيامبرند كه ميتوانند تا مقصد با پيامبر خدا همراه باشند.
پيرامون خصوصيت معصوم بودن اينگونه ميتوان توضيح داد: خداوند در قرآن ميفرمايد:
إِنّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّكرَ وَ إنَّا لَهُ لَحافِظوُن
ما خود قرآن را نازل كرديم و خود براي او محافظ خواهيم بود. قرآن را خداوند خود نازل كرده است و اين امر دليل بر اين گرفته شده است كه احدي حق دخل و تصرف در آن را ندارد. لذا دستي هم كه قرآن را در خود گرفته و حمل قرآن را با همه سنگيني و وزن آن به عهده گرفته است، بايد داراي يك زندگي ديكته شده از جانب خداوند باشد. يعني هيچ كار غير الهي حتي مباح در زندگي او واقع نشده باشد. از همين رو ادعا ميكنيم كه اهل بيت و ائمه اطهار(ع) هر كاري را طبق دستور الهي انجام دادهاند بدون اينكه حتي در يك مورد ارتباطشان با خداوند متعال قطع شده باشد و خدا در آن مورد نظر خاصي نداشته باشد. همان گونه كه آيهاي از قرآن نيز يافت نميشود كه از جانب خدا نباشد يا با تصرف كسي غير از خدا دچار تحريف شده باشد. مجموعه قرآن من حيث المجموع از جانب خداوند است. هم مبدأ معصوم است، هم مسير معصوم است و هم مقصدي كه قرآن بدان جا وارد شده است. خداوند منان به هيچ كسي حق و امكان دخل و تصرف در قرآن كريم را نداده است. لذا آنكه نزديك به قرآن، صاحب سرّ و قرين قرآن است و باطن قرآن نزد اوست، تمام زندگي او هم بايد مانند آيات قرآن باشد. بدين معنا كه احدي در او حق دخل و تصرف از روي هوا و هوس و تمايلات طبيعي نداشته باشد.