و سلالة النبیین(بخش دوم)

حضرت علي(ع) مربوط به يك زمان خاص نيست و در زمان نميگنجد. ائمه(ع) در زمان نميگنجند. حضرت فاطمه زهرا(س) قانون انسانيت و شهامت است، قانون جهاد و معنويت است، قانون پرستش پرودگار عالميان است و قانون متولد نميشود. قانون زمان و مكان ندارد. بلكه قانون در بستر مناسبي تجلي ميكند. در زماني كه عقول بشري توانايي درك و هضم آن را داشته باشند.
اين حديث منتسب به اميرالمؤمنين كه فرمود: من با انبياء سراً بودم و با پيامبر خاتم سراً و علانية به صراحت بيان ميدارد كه وجود نازنين ائمه معصومين(ع) كه همه نور واحدند، همه با همه انبياء همراه بودهاند.
در حديثي ديگر آمده است: روزي حضرت جبرئيل(ع) در محضر رسول اكرم حاضر بود. اميرالمؤمنين(ع) كه آن زمان در سنين جواني بودند، از آنجا عبور كردند. جبرئيل در برابر اميرالمؤمنين به پا خاست و احترام نمود. پيامبر اكرم پرسيدند: جبرئيل، اين جوان را ميشناسي؟ عرض كرد:
و الذَّي بعثك بالحقّ نبياً انّ اهل السماوات لَاَشَدُّ معرفةَ لَه من اهل الارض. ما كبّر تكبيرةً في غزوةٍ الّا كبَّرنا معه و لا حمل حملة الّا حملنا معه و لا ضرب بسيفٍ الّا ضربنا معه
يعني سوگند به خدايي كه تو را به نبوت مبعوث كرد، اهل آسمانها علي(ع) را بيش از اهل زمين ميشناسند. او در هيچ غزوهاي تكبير نميگويد مگر اينكه ما هم تكبير ميگوييم و حمله نميكند مگر اينكه ما هم با او حمله ميكنيم و ضربه شمشير نميزند مگر اينكه ما هم با او ضربه ميزنيم.
انبيا جنبهها و شوون مختلفي دارند. گاه از بعضي انبياء ترك اولي صادر شده است. در زندگاني ائمه(ع) حتي همين ترك اولي نيز مشاهده نشده است. چرا كه آنها از صافيها عبور كردهاند و گرفتاريهاي آدم، نوح و ساير انبياء را ندارند.
يكي از ياران اميرالمؤمنين فردي به نام صعصعة بن صوحان است. صعصعة روزي به محضر حضرت علي(ع) عرضه داشت: يا اميرالمؤمنين مطلبي در دل من است كه ابهت و جلال شما اجازه طرح آن را به من نميدهد. شما خود اين مهر را بشكنيد تا بتوانم سؤال خود را مطرح كنم. حضرت فرمودند: بگو و نگران نباش. صعصعه عرضه داشت: يا علي مقام شما بالاتر است يا حضرت آدم. حضرت فرمودند: خودستايي پسنديده نيست، اما سؤالي كردهاي و من بايد پاسخت را واقع بينانه بدهم. من برتر از آدم هستم. عرض كرد: به چه دليل؟ حضرت فرمودند: در بهشت همه نعمتها غير از دانه گندم براي آدم مباح بود. طاقت نياورد كه از آن يك نعمت استفاده نكند. اما من با وجود اينكه نعم الهي بر من مباح بود و خدا مرا منع نكرده بود، گندم نخوردم. هميشه نان جو خوردم. صعصعه عرض كرد: يا علي شما در مقايسه با نوح چگونه هستيد؟ حضرت فرمود: من برتر از نوح هستم. به اين دليل كه هنگامي كه قوم نوح با او مدارا نكردند و لجاجت كردند، نوح قوم خود را نفرين كرد. ولي من با وجود تمام ناسازگاريها و اذيتهاي مردم، احدي را نفرين نكردم . به علاوه پسر نوح كافر بود، ولي فرزندان من حسن و حسينند، كه الگوي ايمانند. آنگاه صعصعه اين پرسش را در مورد ساير انبياء مطرح نمود و پاسخهاي مشابهي را دريافت كرد.
اجمالا هر يك از پيامبران نكتهاي در زندگي داشتهاند كه ائمه(ع) ما هيچ كدام از آنها را در زندگي خود نداشتهاند. لذا ائمه(ع) «صفوة المرسلين»اند. خالص، عصاره و ناب نبوتند.
ائمه سلاله النبيين هستند. يعني نه تنها بيارتباط با انبياء نبودهاند، بلكه با انبياء همراه بودهاند و در اين زمان كه زمان مناسب براي تجلي ايشان بوده است، از بستر نبوت بيرون كشيده شدهاند و اينكه زمان مناسب براي تجلي آنان اين زمان بوده است، به اين معناست كه مردم اين زمان از علي ميتوانند استفاده كنند. اگر علي(ع) در زمان عيسي(ع) بود، مردم آن زمان استحقاق، شايستگي، كشش و استعداد را نداشتند كه از او و به همين شكل از قرآن و حضرات معصومين(ع) استفاده كنند. سلاله النبيين يعني ائمه(ع) از بستر انبياء عبور كردهاند و اكنون بيرون كشيده شده و در اين ظرف تجلي كردهاند.