امناء الرحمن (بخش سوم)

شخصي ميگويد: «در تاريكي شب كسي را ديدم كه در كوچهها راه ميرود. او را نشناختم. تعقيبش كردم. در جايي باري كه روي دوشش بود بر زمين ريخت و همانجا متوقف شد. نشست و شروع به جمع آوري آنچه ريخته بود، كرد. نزديك شدم. سلام كردم. وقتي پاسخ داد، ديدم مولايم امام صادق(ع) است. حضرت فرمودند: كمك كن آنچه را كه ريخته است جمع كن. حضرت بعد از جمع كردن به سمت زاغهها و مناطق فقيرنشين شهر رفتند. مكانهايي كه انسانهاي فقير، گمنام و فراموش شده كه هيچ كس و امكاناتي ندارند، به ناچار به چنين محيطهايي ميروند تا كسي آنها را نبيند. حضرت به اين محلهها ميرفتند و به هر كس و هر بيغولهاي ميرسيدند، سهمي در آنجا ميگذاشتند و رد ميشدند. از امام سؤال كردم: پسر پيامبر، شما بيخوابي را بر خود هموار ميكنيد و راحتي شب را از خود سلب ميكنيد و براي اين افراد توشه ميبريد. آيا اينها از دوستان شما هستند؟ فرمودند: نه، اينها دوستان ما نيستند. اگر دوستان ما بودند، برايشان نمك هم ميگذاشتيم.
اين مطلب بيانكننده يك عنايت و لطف است. دوستان اهل بيت روزيهاي مخصوصي دارند. احساسي كه شيعيان نسبت به ائمه معصومين(ع) دارند، به آنان داده شده است و ناشي از رحمت رحيميه است. اهل بيت بدين وسيله دوستانشان را نمك گير ميكنند و دوستان اهل بيت هم نمك گير، قدر شناس و حق شناس اهل بيت هستند. موالي خود را از ياد نميبرند و به ياد ائمه معصومين(ع) هستند. با ياد آنها زندهاند و به ياد آنها نفس ميكشند.
روزي عالم تقسيم شده است و عرضه و تقاضا در عالم امري حساب شده است. اينگونه نيست كه خداوند بشري را آفريده باشد و رزق و روزي در متن طبيعت براي او پيش بيني نشده باشد. با اين وصف اين پرسش مطرح ميگردد كه با وجود اينكه دست حكيمانهاي همه آفريدهها را آفريده و امكانات زندگي را نيز حكيمانه برايشان پيش بيني كرده است، چرا اين همه انسانهاي فقير، گرسنه و نادار وجود دارد؟ اگر خداوند امكانات زندگي را براي بندگان خود پيش بيني نميكرد، آنها را نميآفريد و امكان وجود داشتن به آنان نميداد. بنابراين اگر موجودي در شرايطي امكان وجود پيدا كرده است بدين معناست كه خداودند همه امكانات زندگي را براي آن پيش بيني كرده است. خداوند بشر را بعد از آفريدن همه چيز آفريده است. معني اين سخن اين است كه پيش از آوردن بشر بر سرسفره خلقت خانه را آماده كرده، سفره را پهن كرده، و بعد مهمان را به اين خانه آورده است. اين عالم مهمان خانه خداست. پس چرا در روي زمين بيچارهها، بدبختها، زمين خوردهها و كمر شكستههاي فراواني وجود دارند؟
وجود اين دسته از بندگان به دليل ظلم همراهانشان است. خداوند براي آزمايش دست عدهاي را در روزي بازتر گذاشته و روزي فقرا را به امانت در دست آنان قرار داده است. چنين نيست كه فقرا از روزي سهم نداشته باشند. سهم فقرا به امانت نزد اغنياست. اگر قدرتي قاهر باشد و حكيمانه برخورد كند، مقدار زائد امكانات را در زندگي كساني كه زياد دارند، به آناني كه كم دارند يا ندارند ميرساند. اما خداوند براي امتحان سهم عدهاي را كه از نظر استعداد ضعيفند، به امانت به دست ديگراني كه امكانات وسيع تري دارند، سپرده است و اگر او سهم اين را ميبرد، به امانت اجازه دارد ببرد، نه به عنوان مالكيت. خداوند هيچ كاري را حساب نشده انجام نداده است و در مسير طبيعت به احدي اجحاف نشده است. از همين روست كه گفته ميشود اگر به احكام شرع عمل شود، نبايد فقيري در عالم پيدا شود. روزي فقرا را اغنيا ميخورند، و گرنه چنين نيست كه فقرا روزي نداشته باشند. مسائلي مانند تنظيم خانواده و امثال آن مربوط به شرايط استثنايي است. خداوند آفريده، نيازمند قرار داده و رفع نياز آن را هم در متن طبيعت قرار داده است. ولي به دلايلي يكي را غني، ديگري را فقير و روزي فقير را به امانت نزد غني قرار داده است. يكي از اين دلايل امتحان همه است. هم امتحان فقير، تا معلوم شود كه آيا با ابتلا به ناداري از دين خود صرف نظر ميكند، و آيا اگر زندگي به او فشار آورد از وظيفه بندگي كم ميگذارد يا خير؛ و هم امتحان غني، تا او هم به خيانت يا امانت شناخته شود. اگر سهم اين در اختيار او قرار نميگرفت، فردا خيانتكار بودن خود را قبول نميكرد. وقتي مال در اختيارش بود و مال اندوزياش باعث شد سهم فقرا را بخورد و به آنان ندهد، در روز حساب اگر خائن مورد خطاب واقع شد حجتي براي عدم قبول نخواهد داشت. خائن بودنش را هم خود قبول خواهد كرد، هم جامعه.
از همين رو، خداوند منان بشر را نسبت به آنچه از مال دنيا در اختيار اوست، مستخلف و امانت دار از جانب خود معرفي فرموده است و نه مالك:
أَنفِقوا ممّا جَعَلَكُم مُستَخلَفينَ فيه
از آنچه كه شما را به جاي خودم در مالكيت بر آنها مستخلف قرار دادهام، انفاق كنيد. آنچه از مال، زايد بر نياز شما در اختيارتان است، متعلق به من است. و من آن را به امانت در دست شما قرار دادم تا معلوم شود كه شما امانت دار هستيد يا خيانتكار و الا آن را به شما نميدادم. از سوي ديگر امانت ايمان را در اختيار افراد كمدرآمد و گرفتار قرار دادم، تا معلوم گردد آيا اگر از مال و دنيايشان كم گذاشتم، به امانتي كه در اختيارشان است يعني دين، ايمان و فطرت، خيانت ميكنند، يا عليرغم سختيها مجاهده ميكنند، و با داشتن امكانات در راه حفظ امانت جان ميدهند ولي دين نميدهند.
با اين تعبير همه بندگان خدا به نوعي امانت دار هستند. اما كساني كه خداوند آنان را به امانت داري معرفي كرده است، امناء الرحمن، ائمه معصومين(ع) هستند. هماناني كه اگر زمام حكومت به دست آنان داده شود، مخالفين خود را هم تمشيت و به دشمنان خود نيز عنايت و توجه ميكنند. اميرالمؤمنين(ع) در حالي كه قاتلش در دست فرزندانش اسير است، و براي او شير ميآورند، ابتدا سراغ از اين ميگيرد كه آيا به قاتل نيز شير دادهاند يا نه و هنگامي كه مشاهده ميكند قاتل وحشت زده است، ميفرمايد با اين شخص مدارا كنيد كه دارد ميترسد. چنين شخصيتي شايسته وصف امناء الرحمن است.
در قرآن آمده است كه حضرت سليمان پس از مشاهده نعمتهاي الهي فرمود:
هَذا من فَضلِ رَبّي ليَبلُوَني ءَأَشكُر أَم اَكْفُر
آنچه پروردگار من به من داده است، از فضل پرودرگار من است. براي اينكه مرا امتحان كند. والا خداوند متعال ميتوانست اين نعمتها را به من ندهد. هر كسي در زندگي در خود و در ميداني امانت دار جامعه و نظام ميشود. امانت دار بشر و تودهها ميشود. دانشمندان و دانشگاهياني كه پس از كسب دانش در نظام اسلامي كارگزار بخشي از حكومت ميشوند، امناي تودهها هستند و در معرض اين سؤال مهم هستند كه وقتي امانت دار شدند، آيا فقط خود را ميبينند يا صاحبان امانت را قبل از خود ميبينند. اگر انسان، امانت داري را از امناء الرحمان ياد گرفت، به امانت پايبند خواهند بود و در امانت داري كم نخواهد گذاشت. لذا بايد به اين نكته توجه داشت كه امانت تنها اين نيست كه كسي مالش را به امانت نزد انسان بگذرد. ميزي كه انسان پشت آن مينشيند، امانت تودههاست. امكاناتي كه در اثر تخصص به دست انسان ميآيد، امانت تودههاست. تودهها عائله خدايند:
الخلق عيال الله
و كسي كه فردا سرپرست تودهها خواهد شد، پيش از رو آوردن مسووليت بايد با اقتدا به امناء الرحمان شيوه امانتداري را در زندگي خود پياده كند.
معناي امناء الرحمان اين است كه زائر به الگوي خود، امامي كه زيارتش ميكند، خطاب ميكند شما مظهر رحمانيت خداوند هستيد نسبت به همه نظر لطف و عنايت داريد و سهم احدي را كم نميگذاريد. نيازمندان را به آنچه كه از امكانات در اختيار داريد، شناسايي ميكنيد و به موقع به دادشان ميرسيد. كسي كه در خط امناء الرحمان است، ادعا ميكند من امانت داري را دوست دارم. به دنبال الگويي هستم كه با تأسي به او سعه صدر پيدا كنم. تا اگر روزي حتي دشمن جانياي امانتي نزد من داشت، در رد امانت به او كوتاهي نكنم.
در روايت آمده كه امام صادق(ع) فرمود:
اَدّوا الامانة ولو الي قاتِلِ الحُسينِ بن علي(ع)
يعني امانت را به صاحبش برگردانيد حتي اگر صاحبش قاتل امام حسين(ع) باشد.