خطبه دوم نماز جمعه89.02.24

اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله، عدد ما احسيه علمه و صلي الله علي سيدنا ابي القاسم محمد و علي اهل بيته الطاهرين
اوصيكم و نفسي عباد الله بتقوي الله . انسان در حركت به سوي مقصد ابدي اش مركب، چراغ، لباس و توشه لازم دارد. بهترين مركب تقواست. زيباترين لباس، لباس وارستگي و خدا ترسي است و خدا توشه اي براي ابديت ما والاتر از تقوا نيافريده است. بندگان خدا به شما ، هوشياران ، معتقدان به جهان ابد و زندگي بعد از مرگ و به نفس ضعيف خودم توصيه مي كنم كه خدا را از ياد نبريم و تقوا الهي را در زندگي پيشه خود سازيم. مطالبي كه به تناسب اين ايام بايد در این محضر مطرح شود،
اولين مسئله: شهادت جان سوز و عالم سوز امام امامان، ام ابيها، بي بي دو عالم، شفيعه روز جزا حضرت زهراست كه ان شاء الله در پايان عرايضم اگر خودشان صلاح بدانند توسلي خواهيم داشت. حضرت زهرا(س) براي هميشه سنگر، چراغ، راه، تابلو، پرچم، روح و جان و حقيقت است. به امام زمانمان، رهبر عزيزمون و علما و كارشناسان، به ملت شريف و متدين و دلداده حضرت زهرا سر سلامتي ميگويم، بر همه شما تسليت باد. و از خدا می خواهم در اين مصيبت بزرگ به امام زمان و رعيتشان صبر عنايت بفرمايد.
نكته دوم : اجلاس گروه پانزده است كه البته نوزده عضو دارد ولي چون شروعش با پانزده گروه بوده، گروه پانزده نام گرفته است كه در ايران اين اجلاسي كه در اين شرايط محقق ميشود و حداقل هشت رئيس جمهور و مسئول رده بالا از وزير امور خارجه گرفته تا معاونت ها مهمان كشور ما خواهند بود و اين نشان مي دهد كه كشور ايران ، نظام اسلامي ما الحمدلله از يك موقعيت ممتازي در جهان برخوردار است و از نظر ديپلماسي تحرك قوي و مطلوبی دارد و در شرايطي كه ايران را متهم ميكنند به انزوا ميتوانیم چنين اجلاسي را در كشور تشكيل بدهیم و اميد است در اين اجلاس براي رفع مشكلات كشورهاي داراي توسعه گامهاي جديدي برداشته بشود و نتيجه اش نتيجه مطلوبي باشد.
نكته سوم: مسئله نمايشگاه كتاب بود كه نقطه عطفي بود. بنا به آنچه كه از گزارشها نقل شد تا پنج ميليون نفر به اين نمايشگاه مراجعه داشتند، اين نشانه فرهنگ و تمدن و انديشه گرايي مردم و جوانهاي عزيز كشور ماست. اصل اين حركت و به وجود آوردن زمينه اين مراجعه و بروز فرهنگ و فكر مبارك است، اما انتظار مي رود كه خوراك لازم را به تشنگان عرضه كنند. انتقال مبادي و محتواي انقلاب و امتياز حاكميت دين، حكومت خدا، فراگير شدن دين درشئون مختلف زندگي بشر ضرورت دارد، كه از اين حكومت مطلقه خدا در شئون زندگي و فراگيري قوانين آسماني در اقتصاد و فرهنگ و سياست و جنگ و صلح و خانواده و تربيت و ساير امور ، ما تحت عنوان ولايت فقيه ياد ميكنيم، هم تاريخ جنگ ضرورت دارد، جنگ ما عصاره جنگ عليه بي ديني بوده است، هشت سال تمام ما ملت ما دانشگاهي را تاسيس كردند و بسيجي هاي ما تا سرداران ما نيروهاي مردمي ما تا نيروهاي مسلم ما در آن هشت سال همه قهرمان بودند، آموزگار و اساتيد دانشگاه بزرگ دين و عشق و عزت و شرف، استقلال، ظلم ستيزي و استكبار ستيزي بودند، اينها را براي نسل جديد و نسل آينده منتقل كردن و به روز بيان كردن جزء امور ضروري است.(* فلينظر الانسان الي طعامه*)؛ امام صادق(ع) فرمودند: منظور از اين طعام فقط طعام عادي نيست، خوراك جسم نيست، (اي الي علمه ممن ياخذه) باید قلم هاي امين، حاضرين در جبهه ها، تاريخ نويسان خدا ترس، قلم نزنند و تاريخ انقلاب و تاريخ كشور و تاريخ احياء دين و فضيلت و ارزشها را نتوانند مرقوم و مكتوب كنند و به اين همه تشنگان عرضه كنند،اين مسوليت مسئوليتي بزرگي است كه به طور واجب كفايي براي همه لازم و واجب است.
مسئله بعدي: مسئله حجاب و عفاف،متانت، سنگيني، روشهاي منطقي در زندگي، ارتباطات مشروع، با مقررات خود را وفق دادن، صاحب فرهنگ بودن، مدنيت را در زندگي و عمل نشان دادن است، اين توقع خدا، شهدا، امام زمان، اولياء، مومنين جامعه ماست،خصوصاً مطالبه زنان سنگر نشين، بانواني كه عاشق حضرت زهرا هستند و مهر ائمه را در دل مي پرورانند ، اينها حركتهاي خارج از چهارچوب شرع، بي اعتنايي به قوانين شرع را مصيبت ميبينند و آمادگي براي هر نوع فداكاري را هم دارند. بعضي از بانوان فرهيخته گاهي به ما پيام مي دهند كه ما چه كنيم ؟! جمع هايي از بانوان آمادگي دارند هم راهپيمايي بكنند، هم حرف بزنند و اعتراض بكنند به اين حركت. من فقط نكته اي را كه بايد در آستانه شهادت حضرت صديقه طاهره حضرت زهرا (س) كه كشور ما در ماتم نشسته است و در سوگ دختر با كرامت پيامبرش داغدار است و اشك مي ريزد. بايد در اين ايام بگويم ، حضرت زهرا (س)که قرباني ارزشهاي ديني شده است، حضرت زهرا (س) الگوي انسان كامل است و اين جنگ نرمي كه شروع شده بعضي ها توجه ندارند و خيال ميكنند كه بد حجابي، مثلاً آزادي است، خير. آزادي در قالب چارچوب است در همه جاي عالم، آزادي مطلق را هيچ كسي نمی پذیرد ، حتي مغولها براي خودشان چارچوبي داشتند، رعايت قوانين هر كشور براي مردم آن كشور جزء مدنيت آن كشور است. كسي هم كه عقيده ندارد، قانون و مقررات آن كشور است، بي قانوني هم كه هرج و مرج است و مسئله مبارزه باحجاب، كشف حجاب، اين پديده اي نيست كه تازه مطرح شده باشد. دنياي غرب كه مامورين ابليس و شياطين روزگار ما هستند، رضا شاه را مامور كردند كه كشف حجاب با سر نيزه كرد، همين كاري را كه همين الآن بعضي ها ميكنند، در قم طبق گزارشي افرادي شناسي و دستگير شدند، كه اقرار داشتند كه هر روز تعدادي زن را از جاهاي مختلف مي آوردند با اتوبوس ها و ماشينها كه براي مردم قبح بي حجابي از بين ببرند،اين همان كاري است كه انگليس در زمان رضا شاه كرده، هرروز يكي از بانوان، همسر يا يكي از خانواده هاي مسئولين شهر قم را مي آوردند و درخيابان هاي قم مي گرداندند تا مردم ببينند و آرام آرام برايشان عادي بشود. در اين راه مرحوم آ شيخ محمد بافقي آن آيت الله،آن ولي خدا،آن فردي از اوتادبوده ، آن كسي كه شبي را با امام زمان (ارواحنا فداه) صبح كرده، آن کسي كه در سفر از نجف به مشهد سه بار امام زمان را ديده است، در همين رابطه زير لگد رضا خان استخوان هايش آسيب ديد و در زندان قزل قلعه تهران زنداني شد. اين حركت، حركت دشمن عليه استقلال و فرهنگ ديني شماست. هم مردان پوشش برايشان شخصيت است و هم براي زنان. شما كجاي عالم ديده ايد ولو كافر خودش را برهنه كند. برهنگي ، بي تمدني و بازگشت به قهقرا، است. انسانهاي وحشي پوشش ندارند، انسانهاي متمدن هميشه با پوشش بودند. بعضي از بانوان،دختران و افرادي كه من اعتقاد و يقين دارم كه انسانهاي خوش باطني هستند، تحت عنوان اينكه ما آزاديم چرا كسي مزاحم ما شود؟ شما شخصيت داريد، شما مسلمانيد،شما در كشور كهني زندگي مي كنيد كه نياكان ما قبل از اسلام هم پوشش داشتند، برهنگي اساساً نه ايرانيست،نه شرقي، بلكه يك امر وارداتي از كساني است كه با ما سر سازش ندارند و دشمنان قسم خورده ما هستند. از همه اينها كه بگذريم بياييد بخاطر حضرت زهرا(س) و بخاطر بي بي جانمان حضرت زينب (س)، که ديديد وقت ورود به مجلس ابن زياد خودش را در ميان خانم ها مخفي مي كرد و بعضي از دختران امام حسين جلوي نامحرمان دستشان را روي صورتشان مي گرفتند كه نا محرم اينان را نبيند، اين قدر برايشان مهم بوده، حساسيت نشان دادند، لذا انتظار مي رودبه این مسئله اهمیت بدهید، اين يك مسئله ديني و مليست و فرهنگي و معنويست و در استقلال ما و در مقابله با جنگ نرمي است كه دشمن بر ما تحميل كرده و ما را ميخواهد مقابل خودمان قرار دهد.
من يقين دارم كه اگر ادارات ما بخصوص آموزش و پرورش ما، بخصوص رسانه ملي ما، راديو و تلويزيون ما اگر اين را خوب توجيه بكند و اين را خودشان بد آموزي نكنند و كمك نكنند به اين جنگ نرم، من يقين دارم كه بانوان اين مملكت با گرايشي که به پيامبر و دود مانش حضرت زهراء دارند كه جانشان و زندگي شان است، يقيناً اكثريت قريب به اتفاق از اين حركتهايي كه خودشان مي كنند نا راضي اند و دنبال يك زمينه توبه هستند.
و اين كه شما مي بينيد از تریبون نماز جمعه مسئله تاثير گناه در عالم طبيعت مطرح مي شود كه هم يك امريست كه از نظر فلسفي قابل اثبات است كه انسان يك موجود پرتاب شده در عالم نيست(*"فقالت استغفروا ربكم انه كان غفاراً يرسل السماء عليكم مدراراً و يمددكم باموال و بنين و يجعل لكم جنات و يجعل لكم انهارا*)" انسان يك پيچ حساسي است در عالم هستي اگر پيچ يك دستگاهي خراب شود،مناسب آن دستگاه نباشد،آن دستگاه بد مي چرخد. ما هم در روايات و هم در آيات قرآن( باد را ديدي كه با عاد چه كرد،آب را ديدي كه با فرعون چه كرد ، مسئله فرعون و قانون را كه زمين بلعيده و زلزله هايي را كه قوم لوط را دگرگون كرده) اين نشان مي دهد كه ما در عالم اثر ميگذاريم و اثر ميپذيريم. حال اگر يك عده اي قبول نكنند جهالتشان است و با خودشان لج مي كنند و يك روزي چوبش را مي خورند. اما نكته قابل توجه اين است كه يك عده در ذهنشان مي آيد كه اين دنياي غرب به لجن همجنس بازي، به لجن بي بند باري و بي عفتي آلوده اند و تا خرخره فرو رفته اند، نظام عاطفه به هم ريخته،پس چرا بلا به آنان نمي رسد؟! اولاً چه كسي گفته بلا نمي آيد،گه گاهي طوفان ها در جاهاي مختلف مي آيد و البته ما نمي گوييم كه همه اش بر اثر گناه است، اما گناه يكي از علل است. گاهي خداوند متعال ملتي را امتحان مي كند،گناهي هم نكرده اند، انسان هاي خوبي هم بوده اند اما خدا به آنها مصيبت مي دهد. خداوند اين جهان را جهان امتحان قرار داده و اولياء هم مشكلات دارند، براي اولياء تقرب به خداست، براي انبياء هم چنين مشكلاتي وجود داشته، اما خداوند براي كفار قانون استدراج را مطرح كرده، قانون املاء را مطرح كرده. حضرت زينب (س) در مجلس ابن زياد و يزيد احتجاج كرد(*" فلا تحسبن الذين كفروا انما نملي لهم خيرانما نملي لهم ليزدادوا اثما"*) گمان نكنند كه ما اين ها را گلويشان را نميگيريم برايشان خير است، ما برايشان پرونده و تله مي سازيم . ما با مومنين اگر كار بدي بكنند، زود دستشان را رومی کنیم چون بچه اي ست كه بابا دارد، ما چون دوستش داريم، مي خواهيم كه بدي اش ادامه پيدا نكند و الا خدا كساني را كه مورد بغضش است اينان را رها مي كند تا به قعر جهنم برسند." براي آنان نبود اين بلاها گرچه" و من اعرض عن ذكري فان له معيشه ضنكاً "
مطلب آخر: اينكه افتخار داريم در نماز جمعه اين هفته كنار شهداي گلگون كفن باشیم ( شهدا ما را از ياد نبرده اند) اين سربازان و سرداران و اين گلگون كفنان، اين عاشقان خدا، اين خوشبختان روزگار كه هرگز نمرده اند، حضورشان در اين محفل و در اين نماز جمعه مايه معنويت خاص اين نماز است كه بعد از نماز تشييع جنازه خواهند شد.
و اما چند جمله در مورد بي بي صديقه طاهره حضرت زهرا (س) بي بي عالم بعد از پيامبر، امام صادق(ع) بر حسب روايتي كه نقل كرده اند" لايزال بعد ابيها معصبه الراس" بعد از رحلت پدرشان ديگر جان سالمي نديد، دستمال بيماري بر سرش مي بست. من حدسم اين است كه بي بي سرشان هم درد مي كرد، هم پهلوشان مشكل داشت و هم دستشان بنابرآنچه آيت الله عبدالكريم حائري فرموده اند كه من يقين دارم بازوي فاطمه شكسته بود هم از اين معصبه الراس شايد بتوان استفاده كرد كه بي بي سرشان هم درد مي كرد، شايد حادثه كوچه بوده؛ زيرا نقل كرده اند كه بي بي زمين خورد و گوشواره از گوشش افتاد. لاحول و لا قوه الا بالله العلي العظيم. بسم الله الرحمن الرحيم قل هو الله احد الله الصمد لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفواً احد. خدايا به عصمت حضرت زهرا بشريت را نجات بده؛ امام زمانمان را برسان؛ شياطين را برما مسلط نكن؛ ستمگرين و مستكبرين را به خودشان مشغول كن؛ قدرت استكبار آمريكا و عياديش را در هم شكن؛ الهي به عصمت فاطمه زهرا (س) كشور عراق را از اين نا بساماني هايي كه آمريكا تحميل كرده نجات بده، ميخواهند حاكميت پيدا بكنند، آراي مردم و ائتلافها، ولي اين ترور ها و انفجارها جلوي اين حاكميت را كه هر جا حضور پيدا ميكنند ناامني است، خدايا با خروج بيگانگان و قطع دست بيگانگان همه ملتها بخصوص ملت عراق را به امنيت برسان؛ ملت افغانستان را به آرامش كامل برسان؛ الهي سايه بلند رهبرعزيز و بزرگوارمان را تا ظهور ، با عزت و كرامت مستدام بگردان؛ ثواب و بهره اي از اين مجلسمان به روح امام مان، شهيدان گلگون كفنمان، آيت الله العظمي آقاي بهجت عاید و واصل بگردان.( آیه الله بهجت) كه سالگردشان است و مجلس مستقلي لازم داشت تا درباره ایشان صحبت بشود و ديگر وقت نشد من در مورد اين فقيه، عارف، مرجع و اين انساني كه قبل از انقلاب در زمان آقاي بروجردي صحبت در مورد رفتن شاه بود، آقاي بروجردي فرموده بودند : گيرم حال شاه را برديم چه كسي را مي خواهيم بگذاريم جاي او كار بكند،ایشان فرموده بودند، با توكل بر خدا مي شود. از همان اول با اوج عرفاني كه داشت انقلابي بود و ظلم ستيز بود و به امام هم مثل همه مردم علاقه داشت که بعد از آزادي حضرت امام(ره)، در كنار بقيه ملاقات كنندگان در صف تماشا كنندگان در جمعيت ايستاده بودند و تماشا به سيماي حضرت امام مي كردند. به امام و حضرت آقا درمورد حفاظتشان و در راه پيشبرد مقاصدشان عنایت داشتند. والله من به شماها و آمين گفتن هايتان اعتقاد دارم، خدا ميداند با اميد و عقيده مي آييد، هيچ انگيزه اي غير از خدا شما را اينجا نمي كشاند خدايا به اين نمازها و گريه ها و گريه هاي حضرت زهراء(س)حاجات اين جمع و همه ملتمسين دعا را روا بفرما؛ والسلام عليكم ورحمه الله.