بسم الله الرحمن الرحيم
خداي متعال را شكر مي كنم كه توفيق و عنايت فرمود، توفیقی که امروز چند دقیقه مزاحم اوقات شریف شما شویم . به گمان ناقص بنده یکی از بهترین ساعات عمر هفتاد و چند ساله خودم این ساعات است . درک محضر سرور معظممان جناب آقای صدیقی از ساعاتی است که به آسانی میسّر نمیشود و حضور در چنین محفلی که گمان نمی کنم جز رضای خدا و اهل بیت انگیزه ای برای تاسیس و برگزاری اش بوده . حضور در چنین محفلی نعمت بسیار بزرگی است که باید قدرش را دانست و شکرش را درست به جا آورد.
معیارهایی که ما برای ارزش گزاری کارها داریم از این قبیل است انگیزه ی انجام یک کار چیست؟ حجم کار، هزینه ای که صرف شده ، زرق و برق ها و تجملات و سایر چیز ها خیلی نقشی در ارزش واقعی کار ندارد ، آنچه ارزش می بخشد به کار این است که تا چه اندازه دلی را متوجه خداوند و اولیاء خدا می سازد ، چه کاری انجام میگیرد که به حسب فکر ما توجه صاحب الامر (عج) را جلب کنیم امّا شاید معنای صحیح ترش این باشد که به آن کاری که ایشان عنایت فرموده اند که انجام بدهید هر دو تعبیرهم صحیح است منتهی این از یک نگاه است و آن از یک نگاه دیگری.
معیار ارزش گذاری از دیدگاه قرآن
معیار اصلی ای را که قرآن به ما نشان میدهد برای ارزش یابی کارها « ابتغاء مرضات الله » است و « یریدون وجهه »و تعبیر « ابتغاء وجهه ربّه الاعلی».بنده اعتراف میکنم که معنی این ها را درست نمیدانم، « ابتغاء وجهه ربّه العلی » را حقیقتش را درست نمیدانم « یریدون وجهه » یعنی چی؟ حقیقتش را نمیدانم؛اما این اندازه میدانم که یک مقام خیلی عالی است که عقل ما نمیرسد، نفهمیدن ما هیچ از اهمیّتش کم نمیکد.این اندازه را میفهمیم که اگر آدم یک کسی را دوست داشته باشد،دلش میخواهد که از او راضی باشد،دلش میخواهد او را دوست داشته باشد این اندازه را ما در روابط انسانی احساس میکنیم فقط یک کسی را علاقه دارد به دوستی ، صدیقی دلش میخواهد او هم چنین علاقه مشترکی را داشته باشد. این علاقه مشترک در قرآن به صورت های مختلف انعکاس پیدا کرده و شاید هم به زبان ما صحبت کرده است .« رضی الله و رضوا عنه » خدا یک بنده هایی دارد که هم خودش از آنها راضی است و هم آن ها از خداوند راضی هستند « و من یرتد منکم عن دینه فسوف یات الله بقوم یحبهم و یحبونه » محبت متقابل بین خداوند و بنده اش و یک «فاذکرونی إذکرکم » خوب این ظاهرش این است که کار ما از کجا شروع میشود اول ما باید یاد کنیم خدا را تا خدا یاد ما باشد اما از آن تعبیر« رضی الله عنهم و رضوا عنه» شاید استتحضار میشود که اول رضایت خداوند مهم است یا یحبُّهم و یحبُّونه اول محبت خداست بعد محبت بنده ؛ این دو نظر و از دو زاویه است منتهی چون ما باید فکر وظیفه خودمان باشیم و این که باید چه کار کنیم ، این است که تکیه ما روی عمل خودمان است.
عوامل توفیق عمل و یاد خداوند
عمل خودمان از کجا نشأت میگیرد ، تا خدا توفیق ندهد ما موفق نمیشویم بر انجام ، همین که بخواهیم یاد خدا کنیم بی مقدمه که نمیشود یک چیزی باعث میشود آدم به یاد خدا بیفتد گاهی حتی اسبابش خیلی روشن است آدم مطالعه میکند ، حرفی میشنود یا شخصی را میبیند ، یاد خداوند می افتد « من یذکرکم الله رؤیته » دیدن بعضی اشخاص آدم را به یاد خدا می اندازد ؛ پس دیدن مقدمه میشود برای « فاذکرونی » وقتی آدم آن ولی خدا را میبیند یاد خداوند می افتد آن وقت میشود « فاذکرونی » ، فاذکرونی تحقق پیدا میکند آن وقت میشود « اذکرکم » پس به یک معنا کارهای ما مبسوق به عنایت الهی است ، اول او باید توفیقش را بدهد کما آن که هستی ما از اوست او اراده کرده که ما موجود باشیم ، او اراده کرده که ما زنده باشیم و رشد کنیم ؛ هر چیز دیگری هم که داریم اول اراده اوست.
وظایف ما در مقابل نعمت ها
ما برای آنکه وظیفه خودمان را بفهمیم باید فکر کرد که ما باید چه کنیم. یکی از کارهایی که باید بکنیم همین است که به یاد بیاوریم که اگر توفیق او نباشد کُلای همه مان پس معرکه است. به هر حال اینکه انسان در فضای این عصر و زمان و در این جغرافیایی که شما بهتر از من میشناسید ، یک فضایی میسر شود که انسان دلش متوجه یک نقطه ای بشود که مرکز همه خوبیهاست ، توجه پیدا کند که معصومین(ع) از ما به ما نزدیک ترند و محبت پدرانه و مادرانه به ما دارند یعنی ما هرچه بدرفتاری کنیم آن ها دست از محبتشان دست بر نمیدارند اما تعبیر پدرانه و مادرانه هم بسیار ناقص است اگر یک کسی بگوید که هرآنچه از محبت مادر ها در طول عالم تحقق پیدا کرده است در یک جامعه بشود الآن شش میلیارد انسان روی زمین است در حدود دو یا سه میلیارد مادر وجود دارد ، دو سه میلیارد مادر محبت هایشان همه جمع بشود و میلیارد ها انسانی که از اول خلقت تا به حال بودند آن ها هم محبتشان را جمع کنند و بیفزایند فکر میکنید به اندازه محبت حضرت زهرا (س) به دوستانشان میشود!؟ گمان نمیکنم؛ یا همه محبت های پدر ها را جمع کنند به اندازه محبت وجود مقدس ولی عصر (عج) نسبت به شیعیانشان میشود !؟ باور نکنید ؛ آن محبت وصل است به یک منبع نا متناهی و تمام شدن ندارد ، حد و حصر ندارد . تمام محبت های آدمی زادها ، مادرها، پدرها هر چه زیاد باشد کمّا" و کیفا" آخرش محدود است بالا خره به یک جایی که برسد دیگر نمیکشد.
خوب ما یک چنین کسانی را داریم که بی مضایقه و بدون چشم داشت خیر ما را میجواهند هر چند بی ادبی کنیم ، نا شکری کنیم باز هم رها یمان نمیکنند ، هر وقت برگردیم باز هم میپذیرند . نتیجه ای را که خواستم بگیرم این است که وقتی قرآن ما را هدایت میکند ، سوق میدهد به این که کارهایتان را « ابتغاء مرضات الله » انجام بدهید تا حدی این مفهوم به ذهن ما نزدیکتر است تا ایابت وجهه الله آن خیلی مفهوم پیچیده ای است با سطح ذهنی مثل بنده و این افق فکری من فاصله دارد اما « ابتغاء مرضات الله » آدم کسی را میخواهد وقتی یک چیز را دوست دارد دلش میخواهد او هم از او خشنود باشد این قابل فهم تر است. چه موقع آدم میتواند دنبال « مرضات الله » باشد این ساده تر است ،بیشتر قابل فهم است . اما مواردش را که ببینید آن وقت متوجه میشویم که خیلی هم دست یافتن به آن آسان نیست ، مخصوصا" مراتب بالایش و « من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله» این آیه در شأن امیر المومنین (ع) در لیلة الموت است. این کاری که حضرت امیر (ع) کردند. خداوند میفرماید که ابتغاء مرضات الله ، ابتغاء مرضات الله خیلی کار ساده ای نیست . کاریست که در شأن امیر المومنین (ع) است . ولی مفهومش برای ذهن ما نزدیک تر است . حالا خیلی در زبان رایج میگوییم این کار را برای رضای خدا بکن ، خوب این خیلی سبک شده ، ما وقتی دقت بکنیم متوجه میشویم که خیلی مقام بلندی میطلبد تا آدم بتواند واقعا" کارش را ابتغاء مرضات الله انجام بدهد . اما وقتی که دقت بیشتری بکند ، معرفتش که بالا تر برود یک چیزهای دیگری برای آدم روشن میشود که آنوقت میفهمد که از اینها بالا تر هم هست ، ما عقلمان نمیرسد.
در دعای عرفه که سید الشهداء (ع) در روز عرفه تلاوت کردند ، آنجا این جمله است:« الهی تقدس رضاک أن تکون له علّه منک فکیف یکون له عته منی» از آن مضامین بسیار بلندی است که در دعاها کمتر این طور مضامین وجود دارد ، چون دعا ها بیشتر به زبان امثال بنده صادر شده ، برای فهم ما و تعلیم ماست ، این طور مضامین در یک موقعیت های خیلی خاصّی هست و سید الشهداء (ع) در سال آخر عمرشان در آخرین حضورشان در عرفه این دعا را خواندند:«الهی تقدس رضاک أن تکون له علّه منک فکیف یکون له علّه منی » . رضای تو علّتی از ناحیه خودت هم ندارد چه برسد به این که من بتوانم یک کاری بکنم که موجب رضای تو بشود . یعنی من اینقدر عرضه ندارم ، چیزی ندارم که بیتوانم در پیشگاه تو عرضه کنم ؛ که چیزی را در تو ایجاد کند «فکیف یکون له عله منّی» ، من چه کاره ام.
این که ما گوییم کاری برای رضای خدا کردیم ، خدا را راضی کردیم ، ابتغاء مرضات الله انجام دادیم یعنی خداوند آنقدر لطف و مرحمت دارد و به ما توفیق داد که کاری انجام بدهیم ، به ما توفیق داد که او را بشناسیم ، به ما توفیق داد که او را دوست بداریم ، دلمان بخواهد که او از ما راضی باشد ، به ما توفیق داد که کاری انجام بدهیم که متناسب است با چیزی که او می پسندد و این اسمش این است که ما کارمان را « ابتغاء مرضات الله » انجام بدهیم.
یک سلسله فیوضات و رحمت های خاص و ویژه و ظریف خداوند این ها وقتی با هم یکی میشوند ، آنوقت اسمش میشود که ما کاری را ابتغاءمرضات الله انجام دادیم.
به هر حال اگر حقیقتش را ما نمی فهمیم ولی هرچه باشد مشخص میشود که بنده با خدا رابطه های خیلی خاص دارند ، خیلی بالا تر از آن چیزی که عقل ما به آن میرسد.
قدر حوزه های علمیه را باید دانست
امثال بنده باید کاری بکنیم که از عذاب جهنم نجات پیدا کنیم ، این همت ماست . شاید اگر کمی همتمان بالاتر باشد با فرض این که از عذاب خلاص شده باشیم ، امید داریم به ثواب های بهشتی هم برسیم ، این دو تا کما بیش توأمانند ؛ اما از این بالا تر ، کار را طوری انجام بدهیم که ولو فرضا" ثوابی نداشته باشد ولو اگر چه همراه با عذاب هم باشد اما چون خدا دوست دارد ، انگار بخاطر اینکه او دوست دارد انجام میدهیم ، اگر یک همچنین حالتی در ما ایجاد شود ابتغاء مرضات الله واقعی این است . اگر پیدا شود کجا پیدا میشود و راهش چیست؟
اگر مثلا" امثال جوان های ما ، آن هایی که نخبه هستند ، استعداد های درخشان دارند ، بروند دانشگاه ، شاگرد اول بشوند بعد آنها را به دانشگاه های خارج از کشور نیز بفرستند و در آنجا نیز خیلی امتیاز بگیرند در دنیا جزء مخترعین و مکتشفین باشند ، به این مقام میرسند ؟
اختراعات بزرگی هم بکنند ، خدمات زیادی هم برای مردم انجام بدهند ، انرژی هسته ای ، سفر های فضایی و کار های دیگر ، همه این ها را وسائلش را فراهم کنند ، آیا به این ابتغاء الله مرضات میرسند ؟ اگر جایی پیدا شود این جا هاست، در این چهار دیواری هاست . اگر کسانی بخواهند به چنین مقام هایی که خدا به اولیایش مثل سید الشهداء و امیر المؤمنین (ع) داده برسند که « و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله » اگر از آن چیز ها بخواهیم باید در این مکان ها به دنبالش بگردیم . اگر از ما بپرسند البته تنها من به خودم قیاس میکنم ، اگر بپرسند امروز وجود مقدس حضرت بقیة الله (عج) در کشور ایران به یک جایی عنایت دارند یا به یک جاهایی ، فکر میکنید به کجاها عنایت داشته باشند؟ البته ما عقلمان نمیرسد که در کجا بندگان شایسته خدا بیشترند . اما آن معیار هایی که ما داریم فکر میکنم یکی از جاهایی که مورد عنایت باشد همین جاست ، اگر این طور است حال ما باید چقدر قدر اینجا را بدانیم ؟ قدرش را بدانیم یعنی چه؟
اولش این است که این محیط آلوده نشود ؛ چگونه آلوده میشود؟ آلودگی به گناه است.اگر بخواهد این جا ، جایی باشد که وقتی که وجود مقدس حضرت ولی عصر (عج) عنایتی که به این کشور میکند نقطه ای ، یک پرتویی به این جا بیندازد ، باید این جا یک محیط پاکی باشد فضایش آلوده به گناه نباشد . سعی کنید وقتی که وارد چنین محیطی میشوید حتما" با وضو باشید که ممکن است نظر بزرگواری که دارای برکاتی هم هست بیفتد ؛ و اگر محیط آلوده و کثیف باشد و بوی گناه بدهد ، دیگر آن چشم ها به این سو نگاه نمیکند . فرشتگان خدا دائما" در حال رفت و آمد هستند ، آن جایی که پاک تر باشد به آن جا تمایل پیدا میکنند ، حضور بیشتر پیدا میکنند ، برکاتشان بیشتر ظاهر میشود دعاهایشان بیشتر در حق بندگان تحقق پیدا میکند ؛ این مطالب را من از خودم نمیگویم بلکه غیر از روایات از خود قرآن هم استفاده میشود گاهی فرشتگان حامل عرش را می فرمایند کارشان این است که تسبیح خدا میکنند و برای مؤمنین استغفار میکنند « و یستغفرون للذین آمنو ربنا وسعت کل شیء علما" فاغفرللذین تابوا و تبعوا سبیلک » فرشتگان مقرب الهی اگر ما « الذین تابو و تبعوا سبیلک » باشیم ، به فکر ما هستند ، به کمک ما می آیند ، برای ما دعا میکنند که دعاهای آن ها حتما" مستجاب میشود . اگر مستجاب نمیشود پس خدا برای چه در قرآن فرموده ؟ قصه است ؟ صراحبه اینجا آنقدر زیاد است اما ما نمیبینیم ، هرچه که نمی بینیم فکر نکنیم نیست ، خیلی چیزها هست که نمی بینیم ؛ ولی خدا این ها را خبر داده است البته از پیش خودمان حق نداریم بگوییم که هست یا نیست ؛ همان هایی را که خدا فرموده هست ما آن ها را نباید انکار کنیم.
در روایات مختلفی هست که در آن خانه هایی که گناهی میشود و یا حتی ابزار گناه در آن وجود دارد ، ملائکه در آن حضور پیدا نمیکنند . اما آن مکان هایی که بندگان خدا به یاد خداوند هستند ، ملائکه توجه به آن دارند ، تسبیح خداوند را میگویند ، عبادت خدا را میکنند ، اطاعت خدا را میکنند ، انگیزه این را پیدا میکنند که بنده باشند ، کاری بکنند که او دوست می دارد ، این جا ملائکه زیاد تر می آیند بلکه هجوم می آورند بلکه حضورشان یک نوع تزاحم بینشان ایجاد میکند ، فرض کنید بال هایشان به هم میخورد حالا ملائکه چطورند ، بال هایشان چگونه است ؟ من عقلم نمیرسد و اگر هم لازم بود عقلمان برسد بیشتر می گفتند همین اندازه که اولیاء اجنحه هستند ، همین اندازه لازم است که بدانیم انشاء الله یک کسی توفیق پیدا کرد که ملائکه را زیارت کند خوب آن وقت میتواند بفهمد که ملائکه چگونه هستند ؛ اما بنده نمیدانم چگونه اند . میگویند که بال دارند و این را قرآن میفرماید « اولیاء اجنحه مسنا و سلاس » این هایی که خدا و پیغمبر و ائمه فرموده اند این ها را جدی بگیریم ، باور کنیم ؛ بزرگان ما که به جایی رسیده اند همین جور بوده است.
از مفاخر ما طلبه ها این است که یکی از کتاب های درسی که تقریبا" در تمام حوزه های علمیه درس داده میشود ، کتاب « شرح لمعه » است . لمعه یک متنی دارد یک شرحی ، متنش را شهید اول نوشتند ، شرحش را شهید ثانی نوشتند ؛ این برای ما الهام بخش است
این شهید ثانی در احوالاتش مطالب زیادی نقل شده ، کتاب منیة المرید ایشان و کتاب های دیگر ایشان بسیار پر برکت است و در احوالات ایشان نقل کرده اند که وقتی ایشان طلبه بودند صبح که از خانه برای رفتن به درس ، پا برهنه بیرون می آمدند ، کفش هایشان را درمی آوردند و میرفتند ؛ پرسیدند آقا چرا در کوچه کفش هایتان را درمی آورید ، گفتند: دوست ندارم با کفش پا بگذارم روی بال ملائکه ؛ او از کجا می دانست که ملائکه وجود دارند . روایت است از پیغمبر اکرم (ص) « إن الملائکه لتضع اجنحتها لطالب العلم» کسی که به دنبال علم خدایی است به دنبال علم خدا پسند است، زمانی که برای تحصیل علم حرکت میکند و راه میرود فرشتگان بال هایشان را در زیر پای او پهن میکنند« لتضع اجنحتها» چرا که از این کار لذت میبرند . این مطلب را شهید ثانی باور کرده بود و میگفت من برای خدا به دنبال تحصیل علم میروم ، نه از روی هوس . پیغمبر اکرم (ص) هم که خلاف نفرموده ؛ پس حتما" ملائکه بال هایشان را زیر پای من پهن می کنند . پس بهتراین است که من بی ادبی نکنم و با کفش نباشم ، بلکه پا برهنه باشم که بی ادبی به ملائکه نشود.
حال این را در یک کفه قرار بدهید ، کسی که حاصل علمش شرح لمعه ، منیة المرید است ، راهش را نیز در راه ترویج تشیع به کار برد و در این را ه شهید هم شد (هم شهید اول و هم شهید ثانی به خاطر تشیع شهید شدن) این را مقایسه کنید با کسانی که دنبال علم رفتنشان برای مقاصد دنیوی ، برای فخر فروشی و یا حتی برای گناه است ، این دو تا را با هم مقایسه کنید ؛ ببنید تفاوت از کجاست تا به کجا ، آن وقت باید بفهمیم چطور خدا بر ما منّت گذاشته است که در میان میلیون ها دانشجویی که در کشورمان وجود دارند ، ما به دنبال این علوم رفتیم؛ (یک اندکی توفیق این را پیدا کرده اند که دنبال علوم اهل بیت (ص) بروند) چقدر ما باید شکر خدا را بکنیم ، اولین شکر این است که فرصت را غنیمت بشماریم و خوب درس بخوانیم.
دومین شکر این است که محیط درسیمان را به گناه آلوده نکنیم. کار را با یاد خدا ، با ذکر خدا شروع کرده و با یاد خدا به پایان برسانیم
. با توّسل به اولیاء خدا و با توسل ختم کنیم
توجهمان به وجود مقدس امام عصر (عج) و رضای خدا باشد تا دائما" از ناحیه ایشان به ما لطف و عنایت برسد و مشکل هایمان حل بشود و شرّ شیطان از ما دفع بشود ، بلا های مادی و معنوی از ما دور بشود ؛ با یک گوشه چشمی همه ی اینها انجام میشود ، ما باید لیاقتش را داشته باشیم ، برای آن ها که کاری ندارد ، این کار میسر است و ما هم میتوانیم از آن استفاده کنیم اما به شرط این که دلمان بخواهد و راهی را که آن ها میروند را دوست داشته باشیم و قدر خودمان را بدانیم.
خداوند متعال با همه ی این الطاف و تفضلات بی نهایتی که دارد ، حساب هایی را هم در کارش قرار داده است ، یعنی کار هایش گزاف نیست ؛ « یرزق من یشاء بغیر حساب » یعنی حسابی که ما نمیتوانیم حسابش کنیم اما کار های خدا میزان دارد ، حکمت دارد ، گزاف نیست.این جور نیست که العیاذ بالله مثلا" امروز دلش بگیرد این جا باران بیاید ، آنجا خشکسالی بشود ، آنجا سیل بشود ، بی حساب و این طوری نیست بلکه کوچک ترین کار خدا حساب دارد ، معیار دارد این الطافی که به ما کرده و نعمت هایی که به ما رسیده ، بسیارش و شاید الآن همه ی برکات معنوی از صدقه سر شهدایی باشد که جان خودشان را نثار کردند تا نظام اسلامی بر قرار باشد ، اگر نبود خون های پاک شهدا معلوم نبود من و شما از اسلام چه میدانستیم و کجا بودیم به هر حال این نعمت های خدایی است که به ما رسیده است و اما خدا برای ادامه ی این نعمت ها و برای کم و زیاد کردنش هم حساب دارد و « و إذ تأذّن ربّک» تأذّن از ماده ی اذان است یعنی اعلام ، منتهی باب تفعیل برای تشدد و تکثر است ، یعنی خدا با اعلام قطعی ، سریع ، بدون شائبه و بدون هیچ ابهام و خفایی ، با کمال وضوح این مطلب را اعلام کرده که « لئن شکرت لازیدنکم و لئن کفرتم إن عذابی لشدید » این نعمت ها را دادند به شما امّا ادامه اش و اضافه اش مربوط به این است که شما قدرش را بدانید و شکرش را به جا آورید و باید خاثف باشید که از یکی از شما گرفته نشود و به جای نعمت ، بلا بیاید، لئن کفرتم یعنی اگر کفران کردید ( این کفرتم از کفران است نه از کفر ، در مقابل شکر) ،«إن عذابی لشدید» ؛ این است که ما باید فکر کنیم که این نعمت هایی را که خدا به ما داده چطور باید شکرش را به جا بیاوریم تا این ها افزایش پیدا کند و بیشتر از این نعمت ها بهرمند گردیم ، چه کنیم؟ بهترین کار این است که خودشان نشان ما داده اند ، گدائی درخانه اهل بیت (ص) ، بگیم آقا جان آنقدر ضعیفیم ، آنقدر ناتوانیم که از عهده ی شکر نعمت های خدا و نعمت های شما بر نمی آییم ، مگر دلی که لیاقت معرفت وجود مقدس حضرت ولی عصر (عج) را دارد ، چه کسی میتواند شکراین نعمت( لیاقت محبت اهل بیت (ص)) را به جا بیاورد، مگر خودشان کمک کنند.
ما عاجزانه و خواهشمندانه از خدا میخواهیم که ما را کمک کند که شکر او را به جا بیاوریم ، شکر معرفت شما، شکر عنایاتی که فرمودید و از صدقه سر شما داریم، با علوم شما آشنا می شویم به برکت شما توفیق، تحصیل شد ،توفیق شناخت راه صحیح زندگی.
استفاده از این نعمت عظیمی که در طول تاریخ اسلام اگر نگوییم بی نظیر قطعا" کم نظیر است برقراری نظام جمهوری اسلامی در این کشور ، مقایسه کنید با کشور های دیگری که الآن هستند ، مقایسه کنید با کشور های اسلامی دیگر کفرش که هیچ ، این همه نعمت ، خدا به ما داده ، اگر نا شکری کنیم ، نا سپاسی کنیم ، قدرش را ندانیم ، معلوم نیست چطور ادامه پیدا کند ؛ حساب دارد برای خدا ،
دعا بکنید خداوند توفیق بدهد.
از این پر گویی ها و جسارتی که کردم جدا" معذرت میخواهم ، شما را از این درس و بحث و این ها انداختم ، مانع شدم ، إن شاء الله شما هم من را می بخشید.
دعا کنید که خداوند همه ی ما را به راهی که مرضیه خودش و اولیاء خودش هست ، موفق بدارد ، سایه مقام معظم رهبری و علماء و مراجع و اساتید معظم ، سایه مبارک حضرت آقای صدیقی را بر سر ما مستدام بدارد ، به ما توفیق قدر دانی از همه ی نعمت هایش را مرحمت بفرماید ، قلب مقدس ولی عصر (عج) را از همه ی ما راضی بفرماید ، در ظهور آن حضرت تعجیل بفرماید و همه ی ما را از یاران حضرت محسوب بفرماید.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.